فروچاله و فرونشست (Sinkhole VS Subsidence)

تاریخ ارسال:

|

|

مدتی است در بسیاری از گزارش‌ها، توسط اصحاب رسانه و نیز کارشناسان و متخصصان حوزه منابع طبیعی، از فروچاله به عنوان فرونشست و از فرونشست به عنوان فروچاله یاد می شود. این نگاشت، یاداشتی بر تمییز چاله‌هایی که نشستی ندارند و نشست‌هایی بی چاله.

این یادداشت ارزشمند توسط دکتر عادل سپهر (هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد) به نگارش در آمده و در کانال وی نیز منتشر شده است.

به‌طورکلی فرونشست در هر مکان از سطح کره زمین در نتیجه زمین‌ساخت در جریان است، اگر زیست‌بومی را زمین‌ساخت فعال‌تر، انتظار فرونشست در آن شدیدتر و سریع‌تر. به عبارتی منشأ فرونشست در حرکات زمین‌ساخت یا تکتونیک یک منطقه است. انتظار می‌رود که چنین فعالیتی با آثاری در سطح جلوه‌گری کند. یکی از بارزترین آثار حاصل از فرونشست زمین، شکاف یا درزهای سطحی بر روی زمین است. تصور کنید که وقوع زمین‌لرزه می‌تواند باعث شکاف‌ها با ژرفای متفاوت بسته به‌شدت زمین‌لرزه شود. ما هرگز برای این شکاف‌ها، نام زلزله یا زمین‌لرزه بکار نمی‌بریم، بلکه می‌گوییم آثار و پیامد زلزله. همین اتفاق در خصوص فرونشست دشت‌ها رخ داده و فرونشست این زیست‌بوم‌ها معمولاً با گسترش شکاف‌های طولی و عمقی در سطح بسته به‌ شدت فرونشست نمایان می‌شود. به این شکاف‌ها، آثار حاصل از فرونشست گفته می‌شود (land subsidence related fissures).

جدای از آنچه در خصوص اثر زمین‌ساخت بر فرونشست گفته شد، شکاف و درزهای طولی و عمقی دشت، به‌ویژه دشت‌های با رسوبات ریزدانه، نتیجه ازدست‌رفتن رطوبت خاک می‌باشد. در دشت‌ها با خاک‌های ریزدانه و کانی‌های جاذب رطوبت، ازدست‌رفتن رطوبت خاک به هر علت، موجب گسست بین خاکدانه‌ها و در نتیجه بروز شکاف در نتیجه فشار حاصل از همگسیختگی ذرات خاک در سطح می شود.

برای مثال همان‌طور که برخی نواحی شکننده پوست دست و صورت در فصول خشک در نتیجه کاهش رطوبت می‌تواند خشکیده و ترک بردارد و چاره‌اش حفظ این رطوبت با مرطوب‌کننده است، در خاک‌های ریزدانه مانند رس و سیلت، ازدست‌رفتن رطوبت و خروج آن، موجب گسست ذرات شده و این فشار خود را به شکل ترک در سطح نمایان می‌کند. هر اندازه این فرار رطوبتی و خروج آب از خاک شدیدتر، گسست خاکدانه بیشتر و گسترش شکاف چه در طول و چه در عمق، بیش.

این خروج رطوبت را برای زیست‌بوم‌های خاورمیانه و تمامی خاک‌های واقع در کمربند خشک و نیمه‌خشک کره خاکی، دو عامل اثرگذار. اول سپهر خشک بالاسر که ارمغان چنین آسمانی را وجود خشک‌رودها و منابع محدود آب زیرزمینی حاصل. دوم را آز و حرص ساکنین امروزی این خشک بوم‌ها عامل، به‌ویژه بهره‌برداری از همین منابع اندک و شکننده آب‌وخاک بیش از توان و تاب‌آوری زیست‌بوم.

در مقایسه این دو عامل برای ساکنین خشک بوم‌های گربه خاورمیانه، جدای از وجود سپهری خشک و اقلیمی شکننده به‌واسطه قرارگیری این کهن بوم در کمربند خشک زمین، طمع ساکنین امروزی‌اش در کنکاش برای رسیدن به آب از سطحی تا ژرف، آن‌هم مردمان کهن بومی که وارثان علم قنات، بند و مهار آب هستند، موجب فریاد و شیون زمین از درد حفاری‌های بیجا و بی‌رویه و بدرفتاری با اوست. بلندی و عمق این فریاد را ایجاد شکاف‌هایی طویل و عمیق بر چهره دشت، یادگار. هرچه این درد بیشتر، چهره خشک بوم را ترک عمیق‌تر.

امروزه آثار درد این ناملایمات با ترک‌های عمیق بر پیشانی و چهره زیست‌بوم‌های این کهن بوم آشکار و پیدا.

سرزمینی که خاستگاه مدنیت تاریخ بوده است، اکنون در تاریخی از مدنیت خویش، نفس خاکش از غبار و سینه دشتش از خشکی گرفته است.

اما فروچاله همان‌طور که از نامش پیداست گودالی است که گاه نمایان و گاه پنهان است. فروچاله‌ها را دو عامل در گسترش مهم: خاکی شکننده و انحلال‌پذیر و آبی جاری در مسیر.

فروچاله‌ها بر اساس شکل و فرآیند شکل‌گیری به سه نوع تقسیم‌بندی می‌شوند:

۱. فروچاله‌های انحلالی (Dissolution Sinkhole): این چاله‌ها حاصل فرآیند انحلال در سطوح کربناته و آهکی است. به دیگر سخن کارستی شدن و فرایند فرسایش انحلالی، عامل توسعه این فروچاله‌ها است. گاه در محل این فروچاله‌ها، دریاچه یا تالاب تشکیل می‌شود.

۲. فروچاله های با آثار فرونشست (Cover Subsidence Sinkhole): این فروچاله معمولاً نتیجه توسعه فرسایش پایپینگ و گسترش سیستم‌های پایپ در خاک‌های با پراکندگی و گسست بالاست. به دیگر سخن، فرسایش تونلی (Tunneling erosion) همراه با توسعه سیستم پایپ در زیرزمین، باعث گسترش فروچاله ها می شود.

۳. فروچاله های با آثار فروپاشی (Cover Collapse Sinkhole): این فروچاله‌ها نتیجه فروریختن یکباره یا ناگهانی می‌باشند. به عبارتی فرآیند شکل‌گیری حاصل فروپاشی کاتاستروفیک سقف چاله‌های زیرزمینی یا ریزش سطوح بالایی در نتیجه توسعه انحلال در سطوح زیرین است.

نتایج پژوهش‌های در حال انجام در خصوص فرونشست‌ها و فروچاله‌های ایران را در آینده نشر می دهم.

با احترام
عادل سپهر
رئیس گروه پژوهشی مدیریت اکوسیستم و مخاطرات محیطی