تعدادی از لغات انگلیسی کاربردی (بدون موضوع‌بندی)

تاریخ ارسال:

|

|

در این پست، معانی تعدادی از لغات کاربردی انگلیسی (بدون دسته‌بندی موضوعی) مورد بررسی قرار گرفته است.

Phenomenon پدیده

Empirical تجربی (آزمایشی)

Coherent
A. منسجم (یکپارچه، دارای ارتباط منطقی)
B. قادر به تکلم (به صورت واضح و قابل فهم)

Define
A. شرح دادن (توصیف کردن، تعریف کردن)
B. تعیین کردن (مشخص کردن، معین کردن)

Deficit کسری بودجه

Definition
A. معنی (مفهوم، تعریف)
B. وضوح تصویر (کیفیت تصویر)

Advantage
A. مزیت
B. برتری

Obtrusive
A. توچشم (قابل مشاهده، تابلو)
B. مزاحم

Disturb
A. مزاحم شدن (آرامش کسی را به هم زدن)
B. نگران کردن (مشوش کردن)

Respiration تنفس

Detector ردیاب (یابنده، کشف‌کننده، آشکارساز)

Temporary موقت

Revive احیاء کردن

Temporal
A. زمانی
B. دنیوی (این‌جهانی، مادی، غیرمعنوی)

Revise
A. ویرایش کردن
B. تغییر دادن (اصلاح کردن)
C. مرور کردن

Statement
A. بیانیه (اظهارات، گفته)
B. جمله (عبارت، گزاره)
C. صورت‌حساب (فیش)

Revisit
A. دوباره بازدید کردن
B. دوباره در نظر گرفتن (بازبینی کردن)

Hypothesis فرضیه

Deductive استنتاجی (قیاسی)

Inductive استقرایی

Determine
A. تعیین کردن (مشخص کردن، معین کردن)
B. تصمیم گرفتن

Collateral
A. وثیقه (ضامن)
B. ثانوی (فرعی، موازی، جنبی)

Moderate
A. معمولی (متعادل، متوسط)
B. میانه‌رو (امور مذهبی یا سیاسی)
C. اعتدال‌گرا
D. اداره کردن (تعدیل کردن)
E. تصحیح دوم ورقه‌های امتحانی

Coarse
A. دانه‌درشت (زبر، زمخت، ضخیم)
B. زشت و زننده (بی‌ادبانه، توهین‌آمیز)

Variable متغیر

Individual
A. مجزا (به صورت تک تک)
B. فردی (انفرادی)
C. فرد (شخص)

Moist مرطوب (نمدار)

Moisture رطوبت

Reduce
A. کاهش دادن (کم کردن)
B. کم شدن

Slant
A. کج کردن
B. شیب (سراشیبی)
C. کج شدن (کج بودن)

Distortion
A. تحریف (تغییر)
B. اعوجاج

Extensive وسیع (پهناور، گسترده)

Rough
A. ناهموار
B. سخت
C. توفانی (متلاطم)
D. ناامنی (خطرناک، خشن)
E. زمخت
F. تقریبی (تخریبی)
G. بخش چمن‌زنی نشده (در زمین گلف)

Synthesis
A. تلفیق (ترکیب، اختلاط)
B. سنتز (شیمیایی)

Transparency
A. شفافیت (وضوح)
B. صداقت (روراستی، صراحت)
C. اسلاید

Convolution
A. پیچیدگی (دشواری)
B. هم‌گشت (از اصول ریاضی)

Transmit انتقال دادن امواج رادیویی و … (فرستادن، منتقل کردن)

Consistent
A. یکپارچه (متداوم)
B. ثابت
C. سازگار (مطابق)

Advance
A. پیشروی کردن (جلو رفتن)
B. ارائه دادن (مطرح کردن)
C. پیشروی
D. پیشرفته
E. قبلی (پیش)
F. پیش‌پرداخت (پول پیش)
G. پیشرفت کردن

Dusty غبارآلود (گردگرفته)

Derivative مشتق

Tessellated بسته‌بندی‌شده

Regard
A. در نظر گرفتن (محسوب کردن، به حساب آوردن)
B. نگاه کردن (خیره شدن)
C. احترام (ارزش)
D. ملاحظه (توجه)
E. رابطه (ارتباط)
F. ارتباط داشتن (ربط داشتن، مربوط بودن)

Invincible  شکست‌ناپذیر

Coordinate
A. مختصات
B. هماهنگ کردن (ست کردن، هماهنگ بودن)
C. لباس ست

Province
A. استان (قلمرو)
B. حوزه [علم یا اطلاعات] (قلمرو، زمینه)

Ratio  نسبت (سهم، ضریب)

Facility
A. وسیله
B. تسهیلات
C. ساختمان
D. آسانی (سادگی، سهولت)

Integrity
A. یکپارچگی [در ساخت] (استحکام، انسجام)
B. شرافت (صداقت، اصول اخلاقی)

Manipulation  دستکاری

Instance  مثال (مورد، نمونه)

Diatribe  انتقاد تلخ (سرزنش)

Admiral  دریاسالار [نیروی دریایی] (فرمانده)

Crow
A. کلاغ
B. صدای خروس
C. پز دادن [به موفقیت خود] (به رخ کشیدن)

Distribute  توزیع کردن (پخش کردن)

Derive
A. به دست آوردن
B. مشتق شدن

Compatibility  سازگاری (مطابقت)

Front
A. جلو
B. نما [ساختمان]
C. جلو (جلویی، پیشین)
D. کرانه [رودخانه، و …]
E. جبهه [جنگ] (خط مقدم)

Specialist
A. متخصص (کارشناس)
B. پزشک متخصص

Decision  تصمیم

Allocation  اختصاص (تخصیص، توزیع)

Resource  منبع

Cognitive  شناختی

Finite  محدود

Estate
A. ملک (شهرک)
B. اموال (دارایی‌ها)

Aggregate
A. مجموعه (ارقام کلی، کمیت کلی)
B. مجموع (جمع)
C. جمع کردن (متراکم ساختن)
D. متراکم (انبوه)

Tolerance
A. تحمل (طاقت، مقاومت)
B. حداکثر خطای قابل قبول

Indexing  فهرست‌سازی

Primary
A. اصلی (اولیه)
B. ابتدایی

Spectator  تماشاچی (بیننده)

Consume  مصرف کردن (استفاده کردن، غذا خوردن)

That
A. آن
B. که
C. آنقدر
D. ای کاش

Generation
A. نسل
B. تولید (ساخت)

Property
A. دارایی
B. ملک
C. خاصیت (ویژگی)

Appearance
A. ظاهر
B. حضور (ظاهری)
C. ظهور

منبع: کانال جغرافیا، شهرسازی و معماری